تبليغاتX
آگاهی گوهری است بالاتر از وجود

آگاهی گوهری است بالاتر از وجود

علمی ، اقتصادی ، توسعه ، گفتگو ، فن آوری اطلاعات و ارتباطات

می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم

    وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود
    وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی۱۶ برابر من
    وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی۱۱ برابر من
    وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی۷ برابر من
    وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی۴ برابر من
    وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی۳ برابر من
    وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی۲ برابر من
    می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:5  توسط عمار حیدری  | 

شهر و شهروند الکترونیک

شهروندان در طول زندگی خود، نقش‌های متفاوتی ایفا می‌نمایند که در هر کدام از این نقش‌ها وظایفی بر عهده آن‌هاست.
شهروند الکترونیک، کسی است که توانایی انجام وظایف روزمره‌ای که ایفای نقش‌های متفاوت درطول زندگی برای وی بوجود می‌آورد را با کمک ابزارهای الکترونیکی داشته باشد.
تمامی انسان‌ها در طول زندگی خود، نقش‌های متفاوتی را ایفا می نمایند. برای هر یک از ما، در نقش فرزند، والدین، خویشاوندان دور و نزدیک، کاسب، تاجر، کارمند، مدیر، تولید کننده، دانش آموز، دانشجو، معلم ، استاد، رئیس دانشگاه و ده‌ها نقش کوچک و بزرگ دیگر وظایفی متصور است که به صورت روزمره به آنها می‌پردازیم. ما تا به امروز این وظایف را به کمک روش‌های فعلی انجام می‌دادیم، اما امروزه ابزار الکترونیکی، انجام امور و ایفای وظایف شهروندی را بسیار ساده‌تر، سریع‌تر و ارزان‌تر نموده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:17  توسط عمار حیدری  | 

پیل

پيل اندر خانه تاريك بود
عرضه را آورده بودندش هنود
از براي ديدنش مردم بسي
اندر آن ظلمت همي شد هر كسي
ديدنش با چشم چون ممكن نبود
اندرآن تاريكيش كف مي بسود
آن يكي را كف به‌خرطوم اوفتاد
گفت همچون ناودانست اين نهاد
آن يكي را دست بر گوشش رسيد
آن بر او چون بادبيزن شد پديد
آن يكي را كف چو بر پايش بسود
گفت شكل پيل ديدم چون عمود
آن يكي بر پشت او بنهاد دست
گفت خود اين پيل چون تختي بدست
همچنين هر يك به‌جزوي كه رسيد
فهم آن مي كرد هر جا مي شنيد
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن يكي دالش لقب داد اين الف
در كف هر كس اگر شمعي بدي
اختلاف از گفتشان بيرون شدي
چشم حس همچون كف دست است و بس
نيست كف را بر همه او دست رس
چشم دريا ديگر است و كف دگر
كف بهل وز ديده دريا نگر

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 1:11  توسط عمار حیدری  |